تبليغاتX
شعرنیلوفری
شعر و نظم وموسیقی
شعرنیلوفری
چهارشنبه یکم فروردین 1386


پردیس تو

لبخندت را پنهان نکن از من

که عشقی بی همتادر راه است

تا قیامت بدنبالت بیایم

مرا نگاه میکنی از سره شوق؟

راهمان جداست میدانم

تو پردیس و من دوزخ

اما آنجا هم عشق زنده است

همانطور که درد

پردیس را نمیدانم

ولی میدانم لذت آدمیان بی خبریست

پس فراموش میکنی مرا

و هر آنچه دوست نمیداشتی

اما ترس من آتش نیست

غم واندوه تنهاییست که اینجا هم جهنمی دیگر است چون تنهایم

و همینجا بهشت توست که فراموش میکنی هر آنچه را که دوست نداری


ادامه مطلب

+ ا نوشته شده توسط : خوش صفت و دیگران از گروه تاتر نیلوفر در ساعت 3:41